هذیان هایی بعد از قیلوله هایی علیل...

بیا همین امروز قرارمان را بگذاریم

همین امروز که دست من تنگ است و پای تو لنگ....

همین ساعت و  دقیقه و ثانیه ای که نمی دانم چند است

همین روزی که نمی دانم چندمین روز از هفته های خاکستری ست

هفته هایی که از ایل و تبار تاریخ جا مانده اند

بیا قرار نمی دانم ها و نمی توانم ها را بگذاریم

بیا  تمام ـ نمی شود ها را به هم قول بدهیم!

بیا سعی مان را بکنیم تا غیر ممکن های مُحرز

تا محال های دور

مگر چیزی از اینهمه ناممکن کم می شود؟

تو که راه خودت را گرفتی و رفتی

من که خواب اصحاب کهف می بینم

جوجه ی ساعت که عقربه ها را قورت داده،

"سکسکه" می کند بجای "کوکو"!!!

خورشید قهر کرده...یکسره رو می گیرد

آسمان بلاتکلیف شده...نه می گیرد که ببارد

نه باز می شود که کیف کنیم!

از پرتقالهایی که نرسیده،کال ترین سقوط را تجربه می کنند که نپرس

نگویم بهتر است!

ندانی شیرین تر...

این وسط

خنده ات می گیرد اگر بگویم

"خدا هم فراموشی گرفته"

چه اوضاعی ست...می بینی؟

بوی "الرحمن" می دهد ، رویای بلند پرواز "تو"

بوی کهنگی می گیرم بی دلیل!

به انتظار هیچ اتفاقی

مدام دلشوره سر می کشم از استکان ـخالی ـ چای ـ دم نکشیده ـ سماور ـ نفتی ـ پای ــ شومینه...

چه بی ربط کلمات به هم می چسبند....

به سادگی،  بی ربط ترین شان به هم مربوط می شوند

به همت حرف "ربط"

و تو هنوز "ربطی" به من نداری!

تلخ ترین اتفاق ارتفاعات ـ کوهستانی ـ " عشق "

به سادگی " قند " در من حل می شوی!

در من...منی  که  داغ ترین گلوله های اشک ،از چشمانم شلیک می شوند...

بنگ...

صدای جوجه ـ کلافه ـ ساعت  ـ شماطه ای

تیز ترین شمشیر دنیا می شود ، وقتی

عقربه ها هم برای گذشتن از تو "ناز" می کنند

اصلا بیا قرار بگذار و برو

من که حرفی نمی زنم...می دانیَم...می شناسیَم

عمری ست چشم های تیله ایم ،ترجمان حرف های نزده ام شدند

قرارمان را بگذار و برو...

برو و پشت سرت را هم نگاه نکن!...بند دلم پاره می شود...میدانی...

هر که نداند ، تو خوب می دانی

...چقدر شبیه تو ام!

بگذریم! از آنچه نمی گذرد از "من"...از " ما"

هوا گرگ و میش شد

من و تو هنوز نفهمیدیم...کداممان "گرگیم"...کداممان "میش"

چه سرنوشت عجیبی!

این تضادها وحشتم را از " آینه" دوچندان  کرده

نمی شد هردومان "گرگ" بودیم...هردومان "میش"؟

نمی شد اینهمه واژه به بند نمی کشیدیم که "دلتنگیمان" را برسانیم به هم؟

نمی شد خط های فاصله را می کشیدیم تا "نقطه های سر خط"؟

بیا...

بیا قرارمان را بگذاریم

هر چه شد گردن من...

"تو" فقط " بیا"...

 

بنفشه ابوترابی

 

/ 44 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ب سیروان

دور شدی من مه شدم تو گفتی سرد منم رفتم پی درد

سید پویا نجات فر

درود بنفشه گرامی همیشه آثارت را دوست دارم بخاطر حس نزدیکی که به من دارند زیبا بود چون همیشه عمری ست چشم های تیله ایم ،ترجمان حرف های نزده ام شدند... دستت درد نکند باش و همیشه بسرای[گل]

سعید نیک زاد

سلام صدای قلب من آیا به گوشت هیچ می آید؟ در وارونه ی زنجره منتظرت هستم. .تا سلام.[گل]

reihane

سلام دوست من . وبلاگ جالب و زیبایی داری . به من هم سر بزن. اگه با تبادل لینک موافقی منو با اسم .:: آره،فکر کن تو بردی::. لینک کن و خبرم کن که با چی لینکت کنم.

محمد رسول باوندپور

به نام خدا درود بر شما شاعر بزرگوار و فرهیخته خداوند را شاکرم که توفیق خدمت رسانی به بزرگوارانی چون شما را برای بنده فراهم ساخته است و امیدوارم که با دعاهای خیر شما بتوانم در این عرصه پیروز باشم بعد از راه اندازی سایت شعر پارسی در اواخر فصل پاییز این سایت با مشکل هایی مواجه شد و از طرفی امکانات آن زیاد در سطح مناسبی نبود لذا به لطف خدا و با تلاش فراوان در زمان تقریبا کوتاهی توانستم که طراحی جدیدی را برای این سایت در نظر بگیرم در طراحی جدید امکانات خوبی برای شاعران فراهم شده است . محیط کاربر ÷سند سایت , مشاهده ی میزان بازدید هر شعر , نمایش پر بازدیدترین اشعار و از همه مهمتر وجود تالارهای گفتگو برای بحث های ادبی بین شاعران . در تالارهای گفتگوی شعر پارسی چندین سالن برای مشاعره ی کاربران در نظر گرفته شده است که انشا الله با وجود شاعران خوبی مثل شما به زودی رونق خواهد گرفت . این جانب ضمن پوزش به خاطر مشکل های به وجود آمده در طراحی پیش از شما دعوت می کنم که با ثبت نام و ارسال اشعار , مطالب ادبی و نظرات خوبتان گرما بخش شعر پارسی باشید . لطفا برای مشاهده ی کامل امکانات سایت یکی از جدیدترین نسخه های مرورگر

محمد رسول باوندپور

ادامه ین نسخه های مرورگر فایر فاکس را روی رایانه ی خود نصب کنید . لینک دانلود این مرورگر در قسمت امکانات موجود است . همچنین فلش پلیر سازگار با امکانات سایت را نیز نصب کنید . لینک این نرم افزار نیز در قسمت امکانات موجود است . بی صبرانه منتظر حضور سبز شما هستم . در پناه خداوند جود و کرم روزگار خوبی داشته باشید . یا علی م ح ب - زمستان 1390 [گل]