برای قاصدک

مردم راه می روند و

می آیند و

می روند و

انگار نه انگار

انگار نه انگار که زمین گرد است و

من هر روز دورش می زنم

تا دوباره از ازسر به تو برسم

روی طناب راه می روم...با آغوشی باز

نه از سر حفظ تعادل...نه...

                                     برای به آغوش کشیدنت                                               

اصلا راستش را بخواهی به عشق آغوشت راه می روم

روی نازکی طنابی که اگر دیر بجنبی

زمینم می زند

چشمهایت را ببند

تا بی خجالت زل بزنم به آغوشت

و این جای خالی را پر کنم با بوسه ای که جایزه من می شود

 

بنفشه

/ 5 نظر / 7 بازدید
گلی

دلم گرفته بود از این دنیا.... انگار که یادم نبود دنیا گرده[چشمک] میدونم یه روز یه جایی بهش میرسم باز

گلی

دلم گرفته بود از این دنیا.... انگار که یادم نبود دنیا گرده[چشمک] میدونم یه روز یه جایی بهش میرسم باز[گل]

گلی

دلم گرفته بود از این دنیا.... انگار که یادم نبود دنیا گرده[چشمک] میدونم یه روز یه جایی بهش میرسم باز[گل]

گلی

دلم گرفته بود از این دنیا.... انگار که یادم نبود دنیا گرده[چشمک] میدونم یه روز یه جایی بهش میرسم باز[گل]