" مستعار "

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

احساس نسل خط خطی ام بی بهار مرد
مثل تاتر پیر که بی لاله زار مرد
تاریخ مصرف همه ء خنده ها گذشت
تا هفت پشت خندهء بی اعتبار مرد
گردن زدند غیرت مردان قصه را
بعدش قداست و شفقت آشکار مرد
باور نکرد تا که به چشم خودش ندید
نسلی که با مداخلهء نیش مار مرد
در گوش های باکرهء نسل منقرض
فریاد چنگ و نالهء تلخ سه تار مرد
در جنگ نابرابر بین دروغ و راست
اینبار هم حقیقت بی اقتدار مرد
نوروز کهنه شد ، و کسی ملتفت نشد
یلدا و فال حافظ و بغض انار مرد
سردار بی سر و سر بی سربدار هم
با سر نه...با سراسر خود ، سربدار مرد
این زخم های کهنه ء ما ، هم نیامد و...
ترمز برید حادثه... صبر و قرار مرد
هی داغ روی داغ ، پلاسید زندگی
از بس که بی هوا وسط گیر و دار مرد
پوسید باورش، به جنون اعتراف کرد
پروانه!...ناشیانه و زیر فشار مرد
چون کبک سربه خاک فرو کرد و دم نزد
وجدان نسل مرده ءمان آشکار مرد
در جنگ اعتماد و خیانت به سادگی
احساس گیجمان وسط انفجار مرد
لبخند با سی و نه و نه عشر تب شبی 
در انعکاس گریهء گاهی گدار مرد
تاریک مغرضانهء این آسمان قبول
اما چرا ستارهء دنباله دار مرد؟!
شاعر به باد رفت و غزل هاش سکته کرد
چون شعر نفله شد ، کلمات قصار مرد
این شعر هم خدای غزل رحمتش کند
با اسم رمز بی خودی _"مستعار"... مرد...

 

بنفشه ابوترابی

/ 2 نظر / 22 بازدید
پوریا بیگی

سلام دوست هنرمندم از آشنایی با اشعارت خیلی خرسندم زبان نو و فضای دلنشین اشعارت رو دوست دارم پاینده باشی

م م ل ی

سلام چه شعر های نابی مانا باشی