اینجا همیشه چشم ها تب دار و بارانی ست...

درود.......

و اول از همه...

سفالینه ای از من به جا خواهد ماند

جسمش از شعر

روحش از من

تُرد و شکننده...

 

و بعد

چند یک دقیقه می ایستم

چند یک دقیقه سکوت می کنم

چند یک دقیقه شکر می کنم

که هستید.

و من

صبح ها

پا می شوم

و صورتم را با دستهای کسی می شویم

که گناه گریه هایم را به گردن نمی گیرد

 

و اما حال این لحظه...این ساعت و دقیقه و ثانیه ای که نمی دانم چرا هیچ ربطی به اینهایی که می نویسم ندارد. اما اینبار دلم عجیب و غریب برای خیلی چیزها گرفته و گرفته و گرفتارم می کند.که بهم ریختگی ذهنم را بهم می ریزد بیشتر و چشمهایم را تار تر می کند و حلقه تجاوز بغض را روی شریان حیاتم تنگ تر ...

اینجایم درد می کند...درست اینجایم...

 شروعش از اینجا بود ...از اینجا که دلم گرفت و روحم مچاله شد و پناهنده دنیای کوچک ِ بزرگ ِ مجازی شدم . چرا؟ نمی دانم ...که چرا رفتم سراغ آرشیو عکسهای خیلی قدیمی ِ جدیدی که قبل تر از این روزها از ترس فیلتر شدن وبلاگ قدیمیم، گذاشته بودمشان یه جای امن. فرستاده بودمشان به ایمیل شخصی خودم...با یک عالمه حرف و درد و دل و سوز جگر و زخم...و البته خانه اولم هم خراب شد!

 پس با شما اینبار زمزمه می کنمشان...

 

 

ترازوها را جا گذاشته ام
همانجا...کنار گرسنگی های بی در و پیکر و بی مجوز
کنار مرگ های سیاه و سفیدی که پر از برفکند
ترازو ها را جا گذاشتم
کنج دنده های قابل شمارش ...
کنار گود افتاده های چشمی که خواب بستنی های پر از براده طلا می بیند
همانجا که دلشوره و استرس و اغتشاش و پیاده روی با سکوت های رنگی ...

همه و همه از مد افتاده!
همانجا کنار سینه های بی شیر و زود های همیشه دیر

ترازوها را کنار بگذار

محبت را وزن نکن!...بفهم!
بیدارم کن از کابوسهای بی وقت به وقت نبودنها...
بیدارم کن....

اینهمه سردرد (دردسر) سوغاتی منی که بهم می ریزد...می خواهم بگویم...


 

 

 

اینجا گناه آدمکان ...خواب است

خوابی ز جنس ناب فراموشی

بیداری و تمام تنت نبض است

سبزی و یک تبلور خود جوشی...

 

 

 

به این لینک سر بزنید خوشحال می شم. حرفهایی برای نزدن!( کپی پیست"copy paste"کنید  لطفا)

http://www.shereno.com/11734/11748/121564.html

فراموشی...مرض لا علاج  قرن  من...

(اینبار دستم را روی نبض تک تکتان می گذارم...و دلشوره هاتان را گوش می کنم...حتی اگر خطی ننویسید...پس...)

 

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کسرا

تو این آشوب بی وقفه ، یه جور ساده بی رحمی ولی از دل گذشتن رو نه می فهمم،نه می فهمی با تمام دل خواندمت بنفشه بانو[گل]

تیام

[گل][گل][گل]

شبانه بلاگفا

س ل ا م نه به من که می خوام تویه یه مصرع حرف بزنم نه به شما که ماشا... البته خانومین دیگه[نیشخند]والبته با جنبه مگه نه[نگران]

فاطمه

سلام ممنون از حضور گرمت مهربان.با افتخار لینک شدید ممنون که سر زدین[گل]

چراغ مرده

سلام ممنون که خوندید شعرهای شما که همیشه خوبه و نیاز به تعریف نداره اما میخوام بگم که خیلی قشنگ بودند موفق باشید

افشین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [لبخند] درود يار گرامي بروزم با گور دختر و عکس آن گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی در خاور جاده برازجان به کازرون قرار دارد که بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است توانستي سر بزن . [گل]

غزل باراني

سلام بنفشه جان وبلاگ پر لينكي داري[چشمک] مرسي از شعرات خوبت خوندم ميرم كه باز بخونم زيباشعر ميگي نازنين شاعر بهاري باشي گل بنفشه[گل]

تیام

[گل]سلام خانم بنفشه چقدر زيبايي توي شعراتون ديده ميشه چند بار خوندم ولي باز هم برام تازگي دارن اينقد خوب به كلمات نقش ميدين كه وقتي شروع به خوندن ميكنم انگاري كه شعر مال خودمه خداوند هميشه نگهدار شما باشه[گل]

مصطفی

باسلام/ خیلی جالب مینویسید./ وخیلی خیلی ممنون که اومدید سر زدید و نظر دادید/ نظرتونو تقریبا به کار بردم و اون تیکه رو عوض کردم/ خوشحالم از سر زدن ونقدی که کردید/ بازم تشکر/