پایدار تا پای ِ دار

 

هوا بدجور مسمومه / و احساسم کمی گیجه

دچار حس وحشتناک/ و بی منظور سرگیجه

شدم حالا و می دونم/ که تو تاریخ گم می شم

با این افکار نامرد و / کمی سرد و پس و پیشم

ببین چن ساله این زخما / نه خوب می شن ، نه می بندن

شبیه بی گناهایی /که چن ساله  ، توی بندن

همون مردای آزاده /  که تسلیم  دو تا سیلی

نشد وجدانشون انگار / با هر قالی و هر قیلی

زَنای با دل و جرات / که مردونه کتک خوردن

ولی با اینهمه تحقیر /..........حقارتها رو.......نشمردن

جنین وحشی ذلت / لگد می زد به دیواره

از این روز تولدها / تو این تاریخ بسیاره...

از این دردای تکراری/ از این خوابای بی معنی

از این لبخندای سوری / که از اون اولش یعنی

تو مجبوری  ولا زوری / که خم شی پای نامردی

تو که تاریخت ُ کشتن / همون اعراب ولگردی

که دختر بچه هاشونو / تو خاکا دفن می کردن

حالا توی کتاباشون / پی" الله" می گردن

خدا رو  چوب می دیدن/  نه گاهی سنگ...گاهی خشت

جنون از چهره شون می ریخت / یه حس بی رقیب  و زشت

......

تهوع آوره تاریخ / پر از بالا و پایینه

پر از دستای بی تابی / واسه یک صبح آدینه

که دنیا رو بلرزونه / کسی که رنگ بارونه

کسی که خسته از ظلم/ و نفاق و زجر و زندون ِ ...

پاشو هم گریه دیروز/ من و تو جنس فریادیم

بذار دنیا بفهمه ما / هنوز انسان و آزادیم

پاشو با بوسه دعوت کن /خدات ُ توی این خونه

پُر از گل کن همه جا رو / درست عینِ  یه گلخونه

نه فکر جنگ و دعوا باش / نه فکر قدرت و تزویر

که دنیا خالیشم خوبه / بدون مرز و بی زنجیر

 

 بنفشه ابوترابی

 

 

از نظر انسانها

سگها حیوانات باوفایی هستند

اما از نظر گرگ ها

سگها ، گرگهایی هستند که تن به بردگی دادند

تا در رفاه و آسایش زندگی کنند

 

چگورا

 

و در آخر....

 

"تجربه"

 


نشستم پای دیوار و مثه همیشه دارم یه گور برای دلم می کنم. نه با بیل و

گلنگ...نه! با انگشت...

با خودم فکر می کنم چه تلخه بدست آوردن تجربه، وقتی قرار نیست یه بار دیگه

زندگی کنی!

وقتی قرار نیست که  رو تجربه هایی که عمر و جوونیت رو پاشون گذاشتی تا

بدستشون بیاری حسابی باز کنی، چه تلخه تجربه بدست آوردن.

وقتی نمی تونی تجربه هاتو برای کسی بگی حتی!...بگی  تا نذاری اونم مثه تو

فردای روزگار بشینه پای همین دیوار و با انگشت یه گور بکنه واسه دلش!

"تجربه" اسمیه که من برای ساکت کردن خودم رو تمام اشتباهاتم گذاشتم!

 

پ.ن

نام این پست، نام وبلاگ دوست خوبی ست...و حتی  جمله تاثیر گذار "چگورا"

/ 25 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم انصاری فر

سلام بنفشه ی عزیز ترانه ی جدیدت رو خوندم اما به شدت با مضمونش مخالفم. موفق باشی[گل]

غزل

بنفشه ی عزیزم به روزم با تکلیف 16

راوي

سلام وقتي ترانه اي مي شنوم و غرق در واژه هايش مي شوم در اولين فرصت متن ترانه را متن واژه ها را يافته و بارها روخواني مي كنم و هميشه اين سوال برايم است اينها چگونه آهنگين و گوشنواز شده اند و سهم ترانه سرا در نهايت چه اندازه است پيش از آنكه به ساز و حنجره تحويل شود.

مهرزاد

ممنون ... //

محمد صدیق

دوباره سلام ببخشید من تو دایره واژه گانم برای فیروزه معدن دارم نه باغ لطفا باذکر منبع برام کامنت بذارید سپاسگذارم

شاهرخ

متنی که درباره انسان و گرگ و سگ ... بود، قشنگ بود ممنون

سعید چرخچی

من از ضیافت شب های تار می آیم من از بلوغ شقایق من از حصار علف من از ترنم یک سبزه زار می آیم من از ترانه باران ..... ماه و اندیشه من از شکوفایی حسرت ..... امید بی ریشه من از سکوت درختان باغ می آیم سلامم همه بارانی است ..... می دانم . ردایم را ببین بوی عشق در تن خیس اش هنوز زندانیست . کجا می بری اش ؟ مبادا که به اندیشه ات بیاویزی . نمی دانی . من از مسلخ یک عشق ناب می آیم ....... شبی سرشار از آرامش برایتان آرزومندم . [گل][گل][گل]

علی قدوسی

تو که تاریخت ُ کشتن / همون اعراب ولگردی که دختر بچه هاشونو / تو خاکا دفن می کردن حالا توی کتاباشون / پی" الله" می گردن درود بر بنفشه جان . . . جمله چگوارا هم حرف نداشت . . . شعرات بیش از حد خوبی . . . دست مریزاد[گل][گل][گل]