ماهی چوبی

هی صغری ،کبری چیده ام برای دلم

که مثلا بی خیال شود

چه فایده وقتی ثانیه ها روی گردنم رژه می روند و

با صدای بلند مردانه

سرم داد می کشند که قلدارانه به یادم بیاورند

جای" تو" خالی ست و چیزی کم است و " من"

انزوای حضور"تو" را به چله نشسته ام اینجا

به کجا دعوتت کنم؟

به حلقه ای که نیست حتی که خودش را گیر _ من کند؟!!!

و یا شیروانی شانه ای که  چند صباحی ست تجارت قارچ می کند !

انتظار...انتظار...انتظار...

که تلخ تر از زهر مار شد کامم از بس توقع بی جا شدم و خواهش

دیدی طناب شدم و دور گردنت پیچیدم؟

دیدی؟!!!

بیا و

در مراسم تقسیم غنایم جنگ بزرگ من و دلم شرکت کن

اصلا نیامده "چشمهایم مال تو"

و هر چه از" من " ماند و" چشم تو" را گرفت

معلق تر از این دود خاکستری

کلمه ها را وزن می کنم...حفظ می کنم...مرور می کنم

تا "شب " که رسید از راه و تنهایی سرک کشید به  مخروبه های شعر و هر آنچه از من مانده بر میز

درس پس بدهم به خودم

سردار شعرهایی که عاشقم می کند

...

با تو ام ...آری...

مخاطب تفسیر نشده در هیچ کتابی

و مقصد انگشت اشاره "من"

از اینجا...تا بینهایت هر آنچه که...

می سپارمت به خدای قصه های مادر بزرگ

...*

 

 بنفشه ابوترابی

_______________________________________________________________

پ.ن

در و دیـــــوار ـ اُتاقم بوی "خون " می دهـــــد

" من " امــشب تمام ـ " وابستگی " ام را  بـــ ِ " تو "

بـــِ تیغ کشیده ام...

...

تکلیف ِ رنگ ِ موهات در چشمهام ...روشن نبود...

...

نهنگی که در ساحل تقلا می کند، برای دیدن هیچکس "نیامده"

گروس عبدلملکیان

 

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کسرا

در مراسم تقسیم غنایم جنگ بزرگ من و دلم شرکت کن اصلا نیامده "چشمهایم مال تو" براای پریدن به اوج ملکوت واژه هایت سوار بر بالهای سکوتم سکوتی تمام قد و باز .... سکوت . زیباست بانو .

سكوت

سلام دوست من منتظر حضور گرم شما هستم با سپاس

محبوبه رییسی

بنفشه عزیزم دلم به درد میاد . فشرده میشه . بغضم میگیره از این همه رنجی که توی نوشته ات موج می زنه دوستت دارم [گل]

م.ی لولی وش

درود بر شما و قلم همیشه زیبایتان خواندن از شما همیشه تاثیرگزار ترین واژه ها به رخ می کشاند

ر امین خسروی

درود .خوندمت عزیز به روزم با: 1-درد دلهام 2- مجوز شماره ی دوم فصلنامه ی کولاژ برای ارسال آثار 3-شعرهایی از شاعران کارگاه کولاژو دوستانی دیگر 4-شعری از سال 79 از خودم منتظرت هستم با عشق

مه سیما

[گل]سلام مثل همیشه عالی بود هم شعر خودت و هم شعر گروس...

مرضیه

یاتم من شمارولینک کردم امیوارم منولینک کنی مر30

بهارحق شناس

انتظار توی شعرهات به کسی که همیشه در تردید اومدنه آدمو خفه می کنه ....با بغضی که همیشه هست! حالا چطور صبوری کنم؟تو بگو///