خدا را صدا کنید...همین...

زخمها را با مسکن کی توان داد التیام

تا کجا بالا روی از پله های نردبام

یک سفر در خویش کن تا میتوانی ای عزیز

روز خود را از چه رو درگیر هستی تا به شام

زندگی چون صحنه ء پیکار تعریفش نکن

خویش را هرگز مکن در گیر با شاه و غلام

زندگی یعنی همین مردن برای عاشقی

نی تلاشی هست مذبوحانه بهر ننک و نام

زندگی یعنی پذیرا باش آن چیزی که هست

آنچه پیش آید تورا بگذار خیلی احترام

زندگی یعنی نکن خود را تو باهر کس قیاس

بهترین هستی مکن هرگز عزیزم فکر خام

محمد رضا لطفی



بستری ست...در بیمارستان


برایش دعا کنید باز گردد کنارمان


بارانید و باران

http://www.dastamrabegir39.blogfa.com/(دستم را بگیر...پایم را رها کن)

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ع مولودی

سلام بر شما عزیز. اولین بازدیدم از سایت با شعر زیبای استاد دردمند لطفی عزیز همراه گشت. دعای نیمه شبم را نثار وجود نازنینش می کنم جهت عافیت و عاقبت بخیری. در فرصتی دیگر خدمت خواهم رسید با حالی بهتر از الان. شب خوش

حمید رضایعقوب زاده

سلام من هم ذعا می کنم هر چه زود تر خوب خوب شوند باز هم برایمان شعر های ناب بسرایند درود به مهربانی تان تابعدبامهر

شادان شهرو بختیاری

سلام شعر قشنگی بود امیدوارم آقای لطفی هرچه زودتر بهبودی شون رو به دست بیارن [گل]

غمی شیرین (علی)

درود بنفشه گرامی فکرکنم دسترسی من به سایت شعر نو مسدود شده چون صفحه سایت برای من باز نمیشه اگه شعری سرودی در باغ سرسبز فیروزه هم بنویسش تا از اینجا بتونم بخونمش ممنون از لطف زیادی که به من داری بدرود

غمی شیرین

درود خانم ابوترابی غیبت شما کاملاً به چشم میاد امیدوارم هر چی هست زود تر تموم بشه و باز هم از یاری شما بهرمند بشیم بدرود

محمد ترکمان پژواره

سلام خانم ابوترابی از دوست و همزبان خوبم محمد رضا لطفی عزیز چه خبر؟ انشاا.. که بهبودی حاصل شده. موفق باشید.

محمدرضالطفی

چه بگویم!؟ از بنفشه’ ابوترابی غمی شیرین- شادان شهرو بختیاری- حمیدرضا یعقوب زاده- ع مولودی- محسن- حمید حمیدی زاده- میترا عرب- آذر- ناصر - وسرکار خانم فروغ حیدری که هر کدامشان به تنهایی یک قبیله اند ایشان بودند که به ترکشهای سربی دستور دادند با بنده کمی مهربانتر باشند و به جسمم که روحم را بر نمیتابد این سرگذشت محتوم کسانی است که روحشان جسمشان را یدک میکشد حساسیتم شده مثل شیشه’ عینک کوچکترین لکه ای را بر نمیتابد دست تک تکتان را میبوسم وبر این بوسه افتخار میکنم

فروغ حیدری

سلام بنفشه نازنینم چقدر خوشحال شدم کامنت استاد لطفی رو دیدم خدا رو شکر روی مهربانت رو می بوسم با یک ترانه تازه چشم انتظارت هستم در وبلاگ بارانیم . مواظب خودت باش [گل][گل][گل]

غمی شیرین (علی)

درود بر همه لطف خدا دوباره نصیب ما شد و محمدرضا لطفی را خدا دیگر بار به ما هدیه داد امید به اینکه قدر این لطف الهی را بدانیم بدرود

مریم

سلام بنفشه ی عزیز با حالتی غمگین اومدم به وبلاگت و حالا شاد برمیگردم.چون استاد مهربانم خوب شده هیچوقت محبت های ایشون یادم نمیره وقتی اولین شعرهامو توو شعر نو گذاشتم.ایشالله همیشه سالم و سلامت باشن. بنفشه جان با یک پست و مطلب جدید در وبلاگم بروزم منتظر قدوم سبز و عطرآگینت و مشتاق نظرها و نقدهای سازنده ت خواهر کوچکت مریم [گل]