" کنار ِوسعت ِچشمان ِعشق ِبی منت"

مانده ام پای احتمالی که،بیشتر رفته سمت فرض محال

               در سرم فکرهای گانگستر!، هر یقین می شود شبیه سوال

من شدم شکل قاب عکسی که،زورکی می شوی به آن زنجیر

              هر دقیقه مردد و گیجم، مانده ام پای بازی تقدیر...

گاهی آنقدر مطمئن هستم، که تو با من همیشه "خوشبختی..."!

              که به ذهنم نمی رسد حتی ،زنده باشد هنوز بدبختی...

سایه ها توی مشتشان سنگ است، من ولی یک بغل گل شب بو!

              کاش باز آن فرشته می آمد، می شدند این غریبه ها جادو...

من و تو چشم بسته می رفتیم،بی خیال تمام بود و نبود

               توی یک کلبه در دل جنگل، که هوا می شد از اجاقش دود...

و تو تنگ غروب خسته کار...با دلی لب به لب ز دیدن من

              می رسیدی کنار قوری چای،... و منم تشنه تو را دیدن...

دستهامان گره شده در هم،می نشستیم کنج بیداری

              به تماشای ماه عالمگیر، فارغ از کینه ها و بیزاری...

دست تو حلقه دور گردن من،سر من روی شانه امنت...

             زیر گوشم یواش می گفتی..."عشق یعنی سکوت بی منت"

روی ایوان کنار نبض سکوت،ما در آغوش هم شراب و شراب...

              لب به لب ، دل به دل، پر از خواهش...بی قرار و ترانه خوان و خراب

تو مرا غرق بوسه می کردی...من تو را غرق بوسه می کردم...

             آخ دنیا چه آرزوهایی...

                                           لحظه ای" زنده" زندگی کردم.... 

==================================================

 

به تو که می رسم...

نبض، فرمان ایست می گیرد...

 

بنفشه..

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

[گل][گل][گل] قشنگ بود...

امیر...

گاهی آنقدر مطمئن هستم، که تو با من همیشه "خوشبختی..."! که به ذهنم نمی رسد حتی ،زنده باشد هنوز بدبختی... . . دست تو حلقه دور گردن من،سر من روی شانه امنت... زیر گوشم یواش می گفتی..."عشق یعنی سکوت بی منت" روی ایوان کنار نبض سکوت،ما در آغوش هم شراب و شراب... لب به لب ، دل به دل، پر از خواهش...بی قرار و ترانه خوان و خراب تو مرا غرق بوسه می کردی...من تو را غرق بوسه می کردم... آخ دنیا چه آرزوهایی... لحظه ای" زنده" زندگی کردم.... بنفشه ی عزیز[گل] از کلمه به کلمش لذت بردم اشک جمع شده توو چشام گواهمه مدیون احساس تو و معتاد باغ فیروز تم شاد باشی و بارونی...[گل]

ندا اسدی

دستهامان گره شده در هم،می نشستیم کنج بیداری به تماشای ماه عالمگیر، فارغ از کینه ها و بیزاری... دست تو حلقه دور گردن من،سر من روی شانه امنت... زیر گوشم یواش می گفتی..."عشق یعنی سکوت بی منت" چقدر زیبا بود[گل]

جواد نوروزی

سلام بنفشه ی عزیز خیلی خیلی لذت بردم هم از شیوه ی روایت و هم از تصاویر شعر برعکس نوع نوستار شما که شعر رو به صورت مثنوی نوشتید ولی به عقیده ی من قالب این شعر چارپاره ست ممنون از شعر خوب شما

محمدرضالطفي

روم نمیشه بگم این غزل داغونم کرد ببخشبد آبادم کرد

ماه دیس

چه توصیف زنده و پرشوری .... لذت بردم.. [گل]

حسين ميدري(شهراد)

درود خداوندگار زيبايي بر شما قلمتان شيوا و دلنشين آفريده است، تارنگار "پهلوي پارسي" با هفت پهلوي چشم براه آمدن شماست، مهرتان پرفروغ و پاينده...

ابراهیم

سلام به دنبال در خواست شاعران از رهبر معظم انقلاب برای طرح بیتی با موضوع جانباز شهید که پیرو سخنان ایشان صورت گرفت و نیز فراخوان پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار معظم له برای تکمیل آن بیت این بنده نیز افتخار یافت به سرایش غزلی به اقتفای آن توفیق یابد. آپم و منتظر حضورت

امیر...

بنفشه عزیز[گل] حسابی گرفتارم که عجله توی تایپم اینو نشون میده ولی دلم میکشونتم اینجا کنار احساست بودن برام خیلی آرامش بخشه ممنون از نگاه با محبتت ممنون... اینجا بد جوری بوی نم بارون میاد... شاد باشی...[گل]