روز میلاد آبی عشق است...

تولدت مبارک

__________________

 

در هوای سرودن غزلم، غزلی ناب و معجزه آسا

غزلی در خور تن مرداد، غزلی جنس آسمان... زیرا...

 

صبح یک روز داغ مردادی، صبح یک روز خوب بی همتا

 روز میلاد آبی عشق است، روز آبی ترین فرشته "رضا"

 

سینه ام لب به لب از ایمان بود، جانمازم به سمت آلاله

 خنده ام رنگ رز صورتی و ، سر خوش و بی قرار فرداها

 

ناگهان آسمان به خود بالید، عاشقانه ستاره باران شد

 در کمال تعجب امضا شد، همه نامه های بی امضا

 

غربت آینه ترک برداشت ، سیب با دلخوشی فرو افتاد

خالی سرد و ساکت قصه ، پر شد از رقص موج و ماهی ها

 

عشق از تاک باغ آویزان ، واژه از نرمی نوک قلمم

 لحظه ها لب به لب شد از حجم ، دلخوشی بی اگر و یا اما

 

خاک سرگرم پایکوبی شد ، مزرعه خوشه خوشه گندم داد

 توی خورجین قاصدک پر شد ، از من و اشک و التماس و دعا

 

 نبض رنگین کمان به دستم بود ، شریان حیات تو مشتم

 چشم من خیره سمت خورشید و، عشق بازی ساحل و دریا

 

 خون عشق از رگ زمین جوشید، بید با ریتم باد می رقصید

پشت پلکم کشیده شد طرحی ، سبز و ملموس و بکر از رویا

 

 چشمه گرم غزل سرودن شد ، ابر آهسته خنده می بارید

 باد بی سکته دلبری می کرد ، عکس چشمت در آینه پیدا

 

می شد از دور و چشم من خیره ، خیره و منتظر ،پر از خواهش

مات این اتفاق می بارید ، قطره قطره، متین و بی پروا

 

بهترین اتفاق مردادی،وسط شب گلایه ها رخ داد

اضطرابی به جان واژه نشست، حجم افسانه پر شد از غوغا

 

 انعکاس ستاره در مهتاب ، رقص پروانه بود و شعلهء شمع

 بعد از آن بی بهانه آبی شد ، آسمان جهان به عشق ما

 

جای پاهات لاله می رویید ، به تنت پیچک تنم پیچید

مثل پروانه ای در آغوشت ، با تب عشق و حس بوسه رها

 

شدم از ذوق لوس آبی رنگ ، در دلم انقلاب عشقت بود

بال روییده بود رو دوشم ، سر مان روی شانه های خدا...

 

بنفشه ابوترابی

/ 1 نظر / 15 بازدید
شهریار عابدی

همین كه از عشق و با عشق مینویسید زندگی ست .. درود بر شما بانو و تبرك به رضا ی عزیز ..