نماز آیات می خوانم...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست

وجودم از تمنای تو سرشار است

زمان در بستر شب خواب و بیدار است

هوا آرام ، شب خاموش ، راه ِ آسمان ها باز

خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز

 

فریدون مشیری نازنینم...

 

 تو دنیای به این بزرگی...

فقط دو نفر بودن که وقتی کنارشون بودم و با هم حرف می زدیم ...

یه دنیا احساس آرامش داشتم و یه دریا احساس زنده بودن

اول استاد نازنینم  فریدون مشیری بود ...

که شاید جرات قلم دست گرفتن رو بهم هدیه کرد

و بعد استاد عزیزم دکتر الهی قمشه ای که هنوز هم گاهی گوشه چشمی بهم دارند...

....

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم.... 

 

همین...

 

شایدم نه...

 

 

و من نماز آیات می خوانم

 

وحشت ندیدنت را.......

 

 

بنفشه...

 

 

 

/ 2 نظر / 6 بازدید

nemiduni ba fharibeha che sardam

سید رضا موسوی

تولد یافتم در کویر باران زده نگاهت ، عطش اعجاز ناز تو تابم ستاند . چونان کودکی که ننوشیده از مادر ناکام می ماند ، با پاییز رنگ رنگ ، من و اسطوره هایم برگ برگ بر خاک نشستیم . در آستانه ناسزاواری ام بی واژه ای که بیاویزم در تمامی پهنه ی زمین نقشی از نغمه ی آسمان بسته ای انگار " تو " . من هم اقامه میکنم نمازی را به امامت چشمهایت