جغرافیای عشق

 

 

______________________________

لب تر کنی برای تو می میرم ، ای چشم قهوه ای غزلت غوغاست

دارم نزن به تار سیاه موت ، هی دل نبر که عشوه گری بیجاست

 

حوای حادثه ، هوس سیبی،بلوای روز واقعه ای در من

یعقوب دل دریده ء کنعانم ، با بوی یوسفم تن پیراهن

 

تاریخ را دوباره نوشتی با ، لبخند ترش مزه ء لبهایت

با بوسه های خانگی و گرمت ، با چشمهای عاشق رسوایت

 

این رابطه کلام نمی خواهد ، با چشم هم اشاره کنی کافی ست

در چشم مست عاشق تو شاعر ، اعجاز اتفاق عجیبی نیست

 

آرامش میان صدای تو ، یادآور ترانه ء لالایی

فرهاد خالصانه ء شیرینی ، مجنون بی بهانه ء لیلایی

 

باران بی امان صمیمیت ، طغیانی از ترانه و لبخندی

رنگین کمانی از غزل و باغی ، از شعرهای ناب و خوشایندی

 

یارای استقامت قلبم نیست ، طوفان ترین مسیر نرقصیدن

کشتی ترین پدیده ء دریاهام ، با خواب در جزیره تو را دیدن

 

آتشفشان عاطفه و عشقی ، تلفیقی از صداقت و سرسختی

همراه پابه پای غزل هاتم ، تا سر زمین آبی خوشبختی

 

بنفشه ابوترابی

/ 1 نظر / 11 بازدید
احمد

سلام وبسيارسلام آتشفشان عاطفه عشقي،تلفيقي ازصداقت وسرسختي همراه پابه پاي غزلهاتم، تاسرزمين آبي خوشبختي بسيار زيبا بود.