گامهایی جنس تیرآهن

شقایقها

 

چه بی پروا...به خاک سرخ رقصیدند

 

چه زیبا رنگ رویا را

 

به خواب خویش بخشیدند

 

به روز روشن ِ وحشت، چه زیبا ترس را کشتند...

 

چه رنگارنگ و رویایی

 

سوار بال اسب نور تا سقف زمان ، زیبا خرامیدند و کوچیدند...

 

و ما در انتظاری رنگ  پوسیدن

 

تمام باغها را خواب می بینیم

 

تمام رنگها را برگ می خوانیم

 

تمام دردها را خوب می فهمیم...

 

عجب قربانیان ساده ای هستیم!

 

و در تاریکی مطلق...

 

چه ناوارد ... ولی با گامهایی جنس تیرآهن!

 

همه شب را به سوی صبح می رقصیم و می رقصیم و می رقصیم...

 

 ===================================================

 با شمایانم


دروغین صورتک های فریبنده


خام نمی شویم دیگر...


و دوباره ازسوزش نیش همان مار به خود نخواهیم پیچید


باران می شویم


از قامت ابر عدالت بر سر و رویتان خواهیم بارید


نمی اندیشیم به ترک خوردن باورهایتان


و نمی خندیم بر درد تهوع آور فروپاشیتان


که از تبار خورشیدیم


و از دیار بخشش


و شما...


از متروک ترین مخروبه های بی وجدانی

 

 

 

بنفشه...

 

 

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غمی شیرین

درود خانم بنفشه امیدوارم با نا امیدی نگذرد روزگاری که امیدمان خداست از شما تقاضائی داشتم اگر ممکن است خواستم برای استفاده از دلنوشته های شما با نام شما در انجمنی که عضو هستم از شما اجازه بگیرم منتظر اجازه شما هستم بدرود

فرزاد سیامری

سلام خانم ابوترابی اشعار زیباتون راو خوندم. وبلاگ قشنگی داری. موفق باشی عزیز...[گل][گل]

غمی شیرین

درود مجدد خانم بنفشه گرامی ممنون از اجازه ای که دادی باعث خوشحالیست وجود کسانی همچون شما و آقای کیانی و سایر عزیزان شاعر در میهن عزیزمان ایران که نشاندار اصالت پاک و روحهائی بیدار در وجود بی آلایش ایران است بدرود

ناصری

سلام بر بانو ابو ترابی...[گل]بنده از آوای به اینجا رهنمون شدم چندتا از سرودهای بسیار زیبایتان را خواندم اشعارتان سیری تاپذیر بود اگر اجازت فرمائید باز در فرصتی دیگر برای چیدن گلهای احساس به گستان عطرآگیتنان بال و پری بگشاییم. سربلند و پیروز باشید

مینا

سلام بنفشه ی مهربونم توی وبت احساس آرامش میکنم مواظب خودت باش[گل]

آذر

درود بر بنفشه سبز[گل][گل] درود بر اندیشه سبز[گل][گل] درود دوست خوب وبهترینم[گل][گل] شعرهای شما همیشه به من حال هوایی میده که هیچ جا حس نکردم[گل][گل] من لذت بردمممممممم[گل][گل] خیلی زیاد[گل][گل] پیروز باشید ومهربان[گل][گل]

غمی شیرین

درود تقدیم به تو و باغ فیروزه گرمی آتش خورشید فسرد مهرگان زد به جهان رنگ دگر پنجه خسته این چنگی پیر ره دیگر زد و آهنگ دگر زندگی مرده به بیراه زمان کرده افسانه هستی کوتاه جز به افسوس نمی خندد مهر جز به اندوه نمی تابد ماه باز در دیده غمگین سحر روح بیمار طبیعت پیداست باز در سردی لبخند غروب رازها خفته ز ناکامی هاست شاخه ها مضطرب از جنبش باد در هم آویخته می پرهیزند برگها سوخته از بوسه مرگ تک تک از شاخه فرو میریزند می کند باد خزانی خاموش شعله سرکش تابستان را دست مرگ است و ز پا ننشیند تا به یغما نبرد بستان را دلم از نام خزان می لرزد زانکه من زاده تابستانم شعر من آتش پنهان من است روز و شب شعله کشد در جانم می رسد سردی پاییز حیات تاب این سیل بلاخیز نیست غنچه ام نشکفته به کام طاقت سیلی پاییزم نیست

مهدی

قبلا زیر شعرام یه شعر قشنگ مینوشتین...[ناراحت]

ناصر

باغت آباد عجب خانه خرابم کردی بی نیاز از می و ساقی و کبابم کردی باغ فیروزه تو ، خلد برین است مرا مهرت افزون صنما ، دوست خطابم کردی همیشه باغ فیره تان پر گل و نسرین باد [خجالت][گل]