با کلاهی از یال شیر ،

بارانی یی از پوستِ وال ،

شلواری از چرم کرگدن ،

کفشی از پوست گاومیش ،

موهایی از یال بلندِ اسب ،

دندانهایی ازعاج فیل

و استخوانهائی همه از طلای ناب

و قلبش....

تنها قلبش قلبِ خود او بود !

کندوی نو ساخته ای

که زنبورانش در دفتر ِ شعر ِ شاعری ،

همه سوخته بودند

به آتش گلهای سرخُ زرد !

/ 4 نظر / 6 بازدید
مریم

سلام بنفشه ی عزیز سروده ی زیباتو خوندم. مثل همیشه عالی و با احساس بود. روزهات سبز و بهاری همراه با شادی و نشاط [گل][گل][گل][گل]

آذر

درود بر بانوی اندیشه دختر شعر های روان آفرین بر شما لذت بردم ونوشیدم از شراب قلمتان دست مریزاد پیروز باشید وسبز سبز[گل][گل]

هادی عبدی

با خیالت همیشه بیدارم ...در تمام دقایقم باران سلام سرکار بنفشه عزیز سرزده میهمان زیبایی خانه ات شدم، وبلاگی در خور ستایش داری بسیار وزین و ماندگار.. با اجازه ی سرکار لینکتان کردم تا پلی برای شناساندنتان باشم.. موفق باشید و همچنان سرزنده

اندیشه شاهی

سلام بنفشه ی عزیزترینم خوبی نازم. مدتی میشه از شما نمیخوانم و در سایت هم گه گاهس سر میزنید امیدوارم با صحت کامل باشید تازه با وبلاگتان اشنا شدم. من لینک اش کردم و دوست دارم همیشه سر بزنم دوستانم دارم. اندیشه شاهی.