پنجشنبه

روی دستم ،کبود یک شوخی،درد خوبی که عشق آورده است

رد پای نگاه تو روی ، مرز چشمم که مظهر درد است

باز با یاد تو می آمیزم، روی تختی که خالی از تن توست

می خزم کنج غار بی کسی ام، لحظه هایم پر از شکفتن توست

می شود هر سکانس دیدارت،توی ذهنم تداعی از سر شوق

لذت پنجشنبه ای با تو، ذهن من را چه خوب کرده قُرُق

...

شال رنگی که دور گردن توست،خوب رقصیده روی تن پوشت

می تپد قلب دست مظطربم، که بپیچد به دور آغوشت

برق چشمت کنار خوشحالی ،حس یک دلهره به صورت تو

پله ها پا به پا تو را بردند، تا کنار شکوه یک تابلو

طعم لبخند روی لبهایت،زندگی را دوباره رنگی کرد

چشمهایت سکوت کرد و دلم،عاشقی را دوباره معنی کرد

بوسه ای گرم روی دستم زد، لب تو با مهارتی محسوس

کاش می ماندی و نمی رفتی،شده ای کنج قلب من محبوس

حبس کردی نفس به سینه من،شک نکن! عاشقت شدم...دیدی؟! 

آمدی توی باغ احساسم،خوشه خوشه تو عاشقی چیدی

مثل یک معجزه شدی پیدا،باورش سخت می شود گاهی

اینکه تو، توی قلب من هستی...اینکه بیدارم و تو اینجایی

وای با تو چه زود می گذرند...عقربه های وحشی ِ بی رحم

شکل یک خواب تلخ می گیرد،باز هم دیدن تو از سر وهم!

باز ترمز !،صدای لرزش ِ بغض!، باز هم یک سکوت تکراری

چشم من ، چشم تو، سکوتی تلخ! یک خداحافظی اجباری...

 

 

***************************************************

سطر سطر تو را
ترانه می سازم از جنس باران
آرام و بی وقفه
و تو خیس می شوی
زیر چتری که نیست تا آسمان نگاهم را بپوشاند

و من تو را...

دوست می دارم

 

 

 

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
فروغ حیدری

سلام بنفشه عزیزم دو شعر اخیری که ازت خوندم یکی در شعر نو یکی اینجا از یک زبان فوقالعاده گیرا و دلنشین برخوردارند پیشرفت زبانیت مثل پروازی زیبا منو مجذوب شعر هات کرد ه خیلی خوشحالم که شاعرانگی پروانه روح توست عزیزم آسمان سهم تو دوستت دارم [گل][گل][گل][گل]

کیوان

امشب از میان دستانم معجزه ها میزایند میمیرانند میزایند میمیرانند میزایند میمیرانند میزایند میمیرانند میزایند میزایند میزایند و قصوری که زبان مرا بریده است از پس این همه خوبی

آذر

درود شاعر خسته نباشید خیلی خیلی لذت بردم همیشه شعرو اندیشه شما من را تحت تاثیر قرار میده دست مریزاد هر جا هستی همیشه پیروز باشید وسبز سبز[گل][گل]